باده پرست

ای لبت باده فروش و دل من باده پرست / جانم از جام می عشق تو دیوانه و مست

باده پرست

ای لبت باده فروش و دل من باده پرست / جانم از جام می عشق تو دیوانه و مست

خدایا...
من در کلبه ی فقیرانه خویش چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری، من چون تویی و تو چون خود نداری!

پیام های کوتاه
آخرین مطالب

۴ مطلب با موضوع «زندگی :: تلنگر» ثبت شده است

هر ظرفی یه گنجایشی داره

اینکه چقدرش پر باشه و چقدرش خالی ، یا اینکه همیشه لبریز باشه یا همیشه خالی ، دست خود آدمه

شاگردی که سر کلاس نمی شینه ، سر کلاس چرت می زنه یا تو مباحث کلاس شرکت نمی کنه ، نباید انتظار بیست داشته باشه .

انتظاراتمون رو با گنجایشمون تنظیم کنیم .
  • باده پرست
هیچ ﺁﺩﻣﯽ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ

ﻫﯿﭻ ﺁﺩﻣﯽ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﺗﺼﻤﯿﻤﺎﺕ ﺑﺰﺭﮒ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﺩ ...

ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﯾﮏﺭﻭﺯ ﺑﯽﺧﺒﺮ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭼﻤﺪﺍﻥ ﻭﺭ ﻣﯽﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﯽﺭﻭﺩ , ﺷﮏ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺒﻞﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻓﺘﻪﺍﺳﺖ ...

ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﯾﮏﺭﻭﺯ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﮐﻪ " ﺧﺴﺘﻪﺍﻡ " ﺷﮏ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺪﺕﻫﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮِ ﺷﻨﯿﺪﻥِ ﯾﮏ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﯿﺪِ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻩﺍﺳﺖ ...

ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﻏﺎﻓﻞ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﺯﯾﺮ ﮔﺮﯾﻪ , ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺪﺕﻫﺎ ﻗﺒﻞ ﯾﮏ ﺑﻐﺾِ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦﻃﺮﻑ ﻭ ﺁﻥﻃﺮﻑ ﻣﯽﺑﺮﺩﻩ ...

ﺁﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ... ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻦِ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺷﺐﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﻭ ﺭﻭﯾﺎﺑﺎﻓﯽ ﮐﺮﺩﻩﺍﺳﺖ ...

ﻧﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﺭﺍ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﻨﯿﻢ ... ﻧﻪ ﺁﻣﺪﻥﺷﺎﻥ ﺭﺍ ...

ﻓﻘﻂ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﺣﻖ ﺑﺪﻫﻴﻢ .

ﻛﻴﻮﻣﺮﺙ ﻣﺮﺯﺑﺎﻥ

  • باده پرست
نمی دونم چرا نمی تونم بد جنس باشم ، هیچوقت نتونستم کار ناشایستی رو که اطرافیانم نسبت من انجام دادن رو تلافی کنم ! نه اینکه موقعیتش نباشه ها ! یا تصمیم نداشته باشم که تلافی کنم سرشون ، ولی لحظه ی آخر نمی دونم چرا فقط صدای درونم رو می شنوم که می گه بی خیالش شو ! و من هم حرف گوش کنم و ...

بگذریم

آدما خیلی زود شرطی می شن و به راحتی آب خوردن قوانین ساده ی زندگی و اجتماعی و ریاضی و ... رو با شرطی شدن نادیده می گیرن و من هم البته آدمم و مستثنی نیستم از این شرطی شدنها

سر یک قضیه ای دارم شرطی می شم  !!! بدجنس می شم !!! به جای اینکه خوب باشم و خوب بمونم و خوبی بخوام ، خدا خدا می کنم یه مشکلی پیش بیاد و ...

واقعا که ! دارم از خودم نا امید می شم . دعا بفرمایید

  • باده پرست

پلنگها حیوانات جالبی هستند . بر خلاف شیرها که گروهی زندگی می کنند و رفتارهای اجتماعی دارند ، پلنگها دوست دارن تنها باشن و فقط تو فصل زاد و ولد می تونن یه پلنگ دیگه ، اون هم از جنس مخالفشون رو برای ساعاتی تحمل کنن !

شیرها اما با هم هستند . با هم شکار می کنند و کلا خونوادگی دور هم هستد . اونها تاب تحمل یه شیر دیگه غیر از خونواده ی خودشون رو ندارن و قوانین اجتماعی جالبی برای پذیرش یک بیگانه تو اجتماعشون وجود داره

اما بعضی پرندگان و ماهی ها و یا حتی چهارپایان علف خوار دوست دارن گروهی زندگی کنن و هرچه این گروه بزرگتر باشه بهتره . چون خطر خورده شدن توسط حیوانات بزرگتر رو کاهش میده و این یعنی زندگی طولانی تر و بقای بیشتر

پلنگ به هم نوعش می گه دوستت دارم اما به خاطر غریزه و اون هم برای چند ساعت محدود

شیربه همنوعش می گه دوستت دارم اون هم برای شکار راحت تر و حفظ بهتر قلمرو

بوفالو هم به هم نوعش می گه دوستت دارم به خاطر اینکه زنده بمونه و احتمال گرفتار شدن تو چنگال یک درنده به حداقل برسه

ما آدمها چطوری همدیگه رو دوست داریم ؟

برای غریزه ، زندگی راحت تر و طولانی تر و ...

مسلما هر دلیلی که باعث پیوند دو انسان با هم بشه می تونه یک نوع " دوستت دارم " باشه اما این وسط هیچوقت این جمله به زبون نمیاد .

اون " دوستت دارم " هایی که به زبون میاریم خیلی خاصند . یعنی یه چیز خاصی هست که ما رو به بیان " دوستت دارم " وا می داره و باعث می شه هر " دوستت دارم " ی یک معنی خاص برای خودش داشته باشه

" دوستت دارم "  های از روی غریضه با یه همخوابگی تموم می شن

" دوستت دارم " هایی که کاری هستند بعد از انجام شدن کار و گذشتن اون خر معروف از پل ! تموم می شن

" دوستت دارم "  هایی که برای نون هست ، بعد از پر شدن شکم تموم می شن

" دوستت دارم "  هایی که به هر ترتیبی به یه نیازی پاسگو هست بعد از برطرف شدن نیازمون تموم میشه

اما اون " دوستت دارم " ی  با ارزش هست که از سر نیاز نیست . تموم شدنی نیست . فراموش شدنی هم نیست . این " دوستت دارم " ها رو قدر بدونیم . اون فردی که به ما نیازی نداره و این جمله رو می گه رو باید بذاری روی جفت چشمات و حلوا حلواش کنی .

حیف که خیلی دیر اونها رو می شناسیمشون . خیلی دیر ...

 

 

  • باده پرست